بخش یازدهم

 

 

شيوه يا سبك رهبرى

 

LEADERSHIP STYLE

 

شيوه یی كه يك  رهبربا اعضاى گروپ برخورد مينمايد منحيث سبك ليدرشپ شناخته شده است.آیایك ليدركنترولر 

مثبت وجديست ؟آيا شخص دموكراتيك است؟ ونظرات وپيشنهادات اعضاى گروپ را در نظر ميگيرد؟ ويا يك ليدر كاهل است كه از فعاليتها كمتر مداخله مينمايد وبراى تحت تاْثيرقرار دادن گروپ ورهبرى اعضاء ،فعاليت ناچيز از خود تبارز ميدهد منیجر ها اكثراً بيشتر از اين سه شيوه مطابق به شرايط وحالاتى كه در آن قرار دارند مورد استفاده قرار ميدهند. اكثراً منیجر ها عمدتاً  بالاى يكى از اين شيوه ها نسبت به ساير آنها اتكاء دارند به اين ترتيب شيوة ليدرشپ به اساس يكى از اين كتگورى ها تنضيف ميشود .

 

 

1- ليدرشپ  به شيوه  استبدادى Autocratic Leadership :

دراين شيوه ليدر تصاميم را توسط پاداش وترس ازمجازات اجراء مينمايد وتمام صلاحيتها را خود به دست دارد . يكى از مزاياى اين شيوه عبارت ازسرعت  در تصميم گيريست ويك نقص عمده آن عبارت از تاثير استبدادى ليدر بالاىروحیة اعضاى گروپ ميباشد.اعضا ممكنست از طريقه اتخاذ تصاميم رنجيده خاطر شوند واين عمل باعث شود كه آنها تاحدممكن براى دست يابى به هدف دورى نمايند.

 

 

2- ليدر شپ شيوهْ دموكراتيك يا اشتراكى Democratic or participative leadership :

به مقايسهْ شيوهْ استبدادى،شيوهْ دموكراتيك يا اشتراكى خواهشات وپيشنهادات اعضارا به همان سويه ايكه از ليدر را در نظر ميكگيرد رعايت مينمايد اين شيوه را ميتوان يك ارتباط انسانى تعريف نمود كه در آن اعضاى گروپ منحيث سهم كگيرندكگان در تصميم نهائى درنظر گرفته ميشوند.سهم گيرى وشراكت تعهد عضو را درتصميم وبهبود كيفيت تصميم تقويه مينمايد مزيت اين سيستم  اينست كه مورال اعضاء بلند برده شده وتصميم نهائى وبهتر از طريق معلومات واّيده هاى مشترك دربين اعضاى گروپ حمايه ميشوند .

نواقص ممكنه اين شيوه ،تصميم كگيرى بطى تر بوده ومسوْليت را درمقابل تصاميم ضعيف ميسازد وضمناً سازش هاى ممكن را كه باعث رضايت خاطرهمه اعضاى كگروپ ميكگردد اما بهترين طريقه حل نمى باشد مطرح ميسازد.

 

 

3- شيوهْ عدم مداخله درامور يا Laissez Fair" leadership" :

هر قدر از شيوه ليدر شپ به شكل استبدادى دور ميشويم به شيوهْ عدم مداخله در امور ميرسيم اين شيوه را ميتوان شيوهْآزادى عمل يا (Allow tham to do) ناميد. دراين شيوه ليدر كشش ميكند تا تاْثير بسيارجزئى بالاى اعضاى گروپ اعمال نمايد به عضو گروپ يك هدف داده ميشود وبه او اجازه داده ميشود تابراى نيل به آن به تنهائى تصميم گيرد وظيفهْ ليدر دادن همانقدر مشوره وجهت است كه از او تقاضا ميگردد يكى از مزاياى اين شيوه عبارت از دادن فرصت به افراد براى پيشرفت آنها ميباشد همه افراد چانس آزاد براى تبارز وظهور به ارتباط وظايف شان دارند از نواقص اين شيوه اينست كه همبستگى واتحاد را در مقابل مرامهاى سازمان زيان ميرساند زيرا بدون يك ليدرگروپ با فقدان كنترول ودستور مواجه ميشودكه نتيجهْ آن  عدم كفايت وحتى بدتر از آن بينظمى در امور خواهند بود.

 

 

 

 

 

 

شيوه هاى ليدر شپ :

L

 

 

 

 

 

 

   

 

 

 

 L Laissez Fair                 L Democratic                              Autocratic L

 

 

مهارت ها و مشخصاتى كه براى يك منیجر ضروريست

 

 

اين مهارت ها به اساس سطح منجمنت دريك سازمان برعلاوه استعداد تحليل واستعدادحل پرابلم ها ومشخصات  شخصى معينى كه در يك منیجر جستجو ميشود براى يك منیجر ضروريست.

 

استعداد تحليل وحل پرابلم ها

 

Analitical and problems solving ability :

 

منیجر بايد توانائى تشخيص پرابلم ها وتحليل حالات وشرايط،پيچيده  را داشته وباحل پرابلم هاى كه به آن  مواجه ميشود از فرصت هاى موجوده بهره بردارى نمايد اما براى يك منیجر تحليل وحل پرابلم كافى نيست يك منیجر هم چنان به اراده براى تكميل راه حل هاى كه بوجود مياّيد ضرورت دارد آنها بايد احساسات ،ضروريات  وانكگيزهْ اعضاى گروپرا نيز درك نمايد .

 

 

 

مشخصات شخصى  كه براى يك منیجرضروريست

 

       Personal Characteristic needed by a Manager

 

 

1- خواهش اداره كردن .

2- توانایى ارتباط وسهيم شدن با عواطف  وتجارب ديگران .

3- راستى ، صداقت  وتجربه شخصى واجرااّت گذشته منیجر كه بسيار عمده است.

4- براى تبارزبه حيث يك منیجر مجرب حيطهْ وسيع در مورد مهارتهاى متنوع از قبيل مهارتهاى تخنيكى ديزاين وغيره را داشته باشد .

 

ارتباط يا  Communication :

منیجر بايد توانایى ارتباط را از طريق راپور هاى كتبى ،گفتگوها ومباحثات داشته باشد كمونيكيشن عبارت از توانایی درك احساسات يك  شخص ومعامله با آن ميباشد مهارت ارتباط براى يك منیجر مسئلة عمده بوده ومعنى ارتباط افراد را درعين واحد سازمان نيز ميدهد . البته ارتباط نه تنها دربين گروپ بلكه با ديپارتمنت هاى متعدد ديگر گروپهاى بيرونى سازمان مانند مشتريان ،تهيه كنندگان دولت واجتماع ميباشد.

 

 

پایان بخش دهم

ادامه دارد...